دنیای ترجمه شعر

Enigma

Manic Star >-> Enigma

نویسنده در مرداد.۲۷, ۱۳۹۱, در دسته Enigma, Enigma

Manic Star

One day, yes, one day less to live
یک روز، آره، کمتر برای زندگی کردن
I want you to be my sedative
میخوام که تو تسکین دهندم باشی
Sometimes when I drive my car
بعضی وتها وقتی ماشینم رو میرونم
I feel trapped like a bee inside a jar
احساس میکنم که به دام افتادم مثل یک زنبور تو شیشه

Grains of sand is all we are
دونه شن تمام چیزی هست که ما هستیم
Crawling on our manic star
داریم روی ستاره دیوونمون غلط میخوریم
One tiny person
یه شخص کوچیک
In one shiny car
توی یک ماشین درخشان
Spinning on our manic star
روی ستاره دیوونمون میچرخه

Time doesn’t stop for anyone
زمان برای کسی واینمیسته
It doesn’t matter what you’ve done
اهمیتی نداره که چیکار کردی
I want to lose myself in you
میخوام خودم رو توی تو گم کنم
Are you afraid of dying too?
تو هم از مردن میترسی؟

Grains of sand is all we are
دونه شن تمام چیزی هست که ما هستیم
Crawling on our manic star
داریم روی ستاره دیوونمون غلط میخوریم
One tiny person
یه شخص کوچیک
In one shiny car
توی یک ماشین درخشان
Calling from our manic star
از ستاره دیوونمون فریاد میزنه

Let’s love like there is no tomorrow
بیا جوری همدیگه رو دوست داشته باشیم که انگار فردایی وجود نداره
Shelter each other from the pain and sorrow
از همدیگه دربرابر درد و اندوه محافظت کنیم

Grains of sand is all we are
دونه شن تمام چیزی هست که ما هستیم
Crawling on our manic star
داریم روی ستاره دیوونمون غلط میخوریم
One tiny person
یه شخص کوچیک
In one shiny car
توی یک ماشین درخشان

Don’t know how I got this scar
نمیدونم چطور دچار این ترس شدم
Crawling on our manic star
روی ستاره دیوونمون غلط میخورم
I’m all right, at least so far
من خوبم، اقلا تا الآن
Hanging on our manic star
روی ستاره دیوونمون معلقم

Spinning on our manic star
روی ستاره دیوونمون میچرخم
Calling from our manic star
از ستاره دیوونمون فریاد میزنم

۴ Comments :, , , بیشتر...

Center Of The Sun >-> Enigma

نویسنده در تیر.۰۳, ۱۳۹۱, در دسته Enigma, Enigma

CENTER OF THE SUN

Young girl in the market
دختر جوان در فروشگاه
Music to the men
موسیقی درون مردها
When the men leave
وقتی مردها ترک میکنند
Her eyes are red
چشم‎های اون قرمزن (از اشک)
When her eyes are closed again she sees the dark market of above
وقتی که چشم‏هاش بسته هستند، اون دوباره فروشگاه تاریک بالا رو میبینه

And she sings
و او میخونه
‘They say the most horrible things
اونا میگن که وحشت ناک ترین چیزها هستند
But I hear violins, when I close my eyes
اما من صدای ویالون‏ها رو میشنوم، هر وقت من چشم‏هام رو میبندم
I am at the center of the sun
من در وسط خورشیدم
And I cannot be hurt
و من نمیتونم آسیب ببینم
By anything this wicked world has done’
با هرچیزی که این جهان کثیف انجام داده باشه

Young boy in the market
پسر جوان در فروشگاه
Follows all the men
تمام مردها رو دنبال میکنه
When the men leave
وقتی که مردها ترک کنند
He’s out of his head
اون دیوونست
When his eyes are closed again he sees the dark market of above
وقتی که چشم‏هاش بسته هستند، اون دوباره فروشگاه تاریک بالا رو میبینه

And he sings
و او میخونه
‘They break the most beautiful things
اونها زیباترین چیزها رو از بین بردن
But I hear violins, when I close my eyes
اما من صدای ویالون‏ها رو میشنوم، هر وقت من چشم‏هام رو میبندم
I am at the center of the sun
من در وسط خورشیدم
And I cannot be hurt
و من نمیتونم آسیب ببینم
By anything this wicked world has done
با هرچیزی که این جهان کثیف انجام داده باشه
I look into your eyes
من تو چشم‏های تو نگاه میکنم
And I am at the center of the sun
و من در مرکز خورشیدم
And I cannot be hurt
و من نمیتونم آسیب ببینم
By anything this wicked world has done’
با هرچیزی که این جهان کثیف انجام داده باشه

Center of the sun
مرکز خورشید

Young boy in the market
پسر جوان در فروشگاه
Sees the girl alone
دختر تنها رو میبینه
And asks her
و ازش میپرسه
‘Have you lost your way home?’
راه خونت رو گم کردی؟
She sings
اون میخونه
‘You say the most beautiful things, just like my violins’
تو میگی که زیباترین چیزها درست مثل ویالون‏های من هستند

I look into your eyes
من تو چشم‎های تو نگاه میکنم
I am at the center of the sun
من در مرکز خورشیدم
And I cannot be hurt
و من نمیتونم آسیب ببینم
By anything this wicked world has done
با هرچیزی که این جهان کثیف انجام داده باشه

When I close my eyes
وقنی که من چشم‏هام رو میبندم
I am at the center of the sun
من در مرکز خورشیدم
And I cannot be hurt
و من نمیتونم آسیب ببینم
By anything this wicked world has done
با هرچیزی که این جهان کثیف انجام داده باشه

‘Cause
چون
I hear violins
من صدای ویالون‏ها رو میشنوم
I hear violins
من صدای ویالون‏ها رو میشنوم

I hear violins
من صدای ویالون‏ها رو میشنوم
I hear violins
من صدای ویالون‏ها رو میشنوم

Center of the sun
مرکز خورشید

I hear …violins
من صدای ویالون‏ها رو میشنوم

۱ Comment :, , , بیشتر...