دنیای ترجمه شعر

Metallica

Enter Sandman >-> Metallica

نویسنده در مرداد.۰۳, ۱۳۹۱, در دسته Metallica, Metallica

Enter Sandman

Say your prayers little one
به عبادت کننده های کوچیکت بگو
Don’t forget my son
پسرم رو فراموش نکنن
To include everyone
تا شامل همه بشه

Tuck you in, warm within
به داخل میذارمت، گرم در درون
Keep you free from sin
از گناه دور نگهت میدارم
Till the sandman he comes
تا زمانی که سندمن بیاد

Sleep with one eye open
خوابیده با یک چشم باز
Gripping your pillow tight
بالشتت رو محکم بچسب

Exit light
نور رو خارج کنین
Enter night
شب رو وارد کنین
Take my hand
دست من رو بگیر
Off to never never land
به ناکجا آباد میریم

Something’s wrong, shut the light
یه چیزی اشتباه، چراغ رو خاموش کن
Heavy thoughts tonight
افکار سنگین امشب
And they aren’t of snow white
اونا از سفید برفی نیستن

Dreams of war, dreams of liars
رویای جنگ، رویای دروغگوها
Dreams of dragon’s fire
رویای آتش اژدها
And of things that will bite
و رویای چیزهایی که نیش میزنن

Sleep with one eye open
خوابیده با یک چشم باز
Gripping your pillow tight
بالشتت رو محکم بچسب

Exit light
نور رو خارج کنین
Enter night
شب رو وارد کنین
Take my hand
دست من رو بگیر
Off to never never land
به ناکجا آباد میریم

Now I lay me down to sleep
حالا دراز میکشم تا خوابم ببره
Pray the lord my soul to keep
دعا کنید تا ارباب از روحم حفاظت کنه
If I die before I wake
اگه قبل از اینکه بیدار بشم بمیرت
Pray the lord my soul to take
دعا کنید تا ارباب از روحم حفاظت کنه

Hush little baby, don’t say a word
ساکت بچه کوچولو، حرف نزن
And never mind that noise you heard
و به صدایی که میشنوی اعتنا نکن
It’s just the beast under your bed,
این فقط یه جونور زیر تختته
In your closet, in your head
تو کمدت، تو سرت

Exit light
نور رو خارج کنین
Enter night
تاریکی رو وارد کنین
Grain of sand
دونه شن

Exit light
نور رو خارج کنین
Enter night
تاریکی رو وارد کنین
Take my hand
دستم رو بگیر
We’re off to never never land
ما به ناکجا آباد میریم


Youtube

۱ Comment :, , , بیشتر...

The Unforgiven III >-> Metallica

نویسنده در تیر.۰۳, ۱۳۹۱, در دسته Metallica, Metallica

The Unforgiven III

How could he know this new dawn’s light would change his life forever?
از کجا باید می دانست که در این در این صبح دم زندگیش را برای همیشه تغییر خواهد داد؟

Set sail to sea
به سفر دریایی می رود
But pulled off course by the light of golden treasure
ولی توسط روشنایی گنجینه طلایی به راه خود ادامه می دهد

Was he the one causing pain with his careless dreaming?
آیا اوتنها کسی بوده که با خیالبافیهای بی مبالاتش باعث این همه درد شده است؟

Been afraid
می ترسید
Of the things he’s feeling
همیشه ازچیزهایی که احساس می کرد می ترسید

He could just be gone
فقط می توانست برود
He would just sail on
سفر می کند
He’ll just sail on
به سفر کردنش ادامه می دهد

How can I be lost,
چطور می توانم گم شوم
If I’ve got nowhere to go?
اگر جایی را برای رفتن نداشته باشم
Search for seas of gold
به دمبال دریاهایی پر از طلا می گردم
How come it’s got so cold?
چرا اینقدر سرد شده است؟

How can I be lost?
چطور می توانم درخاطرم گم شوم؟
In remembrance I relive
به هوش می آیم
And how can I blame you
و چطور می توانم تو را سرزنش کنم؟
When it’s me I can’t forgive?
وقتی این تنها من هستم که نمیتوانم اورا ببخشم؟

These days drift on Inside a fog
این روزها نیز در غبار فرو می روند
It’s thick and suffocating
غباری غلیظ و خفقان آور
His sinking life
این زندگی غرق شده اش
Outside it’s hell
بیرونش جهنمیست
Inside intoxication
و درونش، زهر آلود
He’s run aground like his life
مانند زندگیش به گل نشسته
Water much too shallow
در آبی کم عمق
Slipping fast down with his ship
به سرعت با کشتیش لیز می خورد
Fading in the shadows
و در سایه ها محو می شود

Now a castaway
و حال از همه دور می افتد
They’ve all gone away
همه آنها رفته اند
They’ve gone away
همه آنها رفته اند

How can I be lost,
چطور می توانم گم شوم؟
If I’ve got nowhere to go?
اگر جایی را برای رفتن نداشته باشم
Search for seas of gold
به دمبال دریاهایی پر از طلا می گردم
How come it’s got so cold?
چرا اینقدر سرد شده است؟

How can I be lost?
چطور می توانم درخاطرم گم شوم؟
In remembrance I relive
به هوش می آیم
And how can I blame you?
و چطور می توانم تو را سرزنش کنم؟
When it’s me I can’t forgive?
وقتی این تنها من هستم که نمیتوانم اورا ببخشم؟

Forgive me
خود را ببخشم؟
Forgive me not
خود را نبخشم؟
Forgive me
خود را ببخشم؟
Forgive me not
خود را نبخشم؟
Forgive me
خود را ببخشم؟
Forgive me not
خود را نبخشم؟
Forgive me
خود را ببخشم؟
Forgive me
خود را ببخشم؟
Why can’t I forgive me?
چرا نمی‏توانم خودم را ببخشم
(Solo)

Set sail to sea
به سفر دریایی می‏ رود
But pulled off course by the light of golden treasure
ولی توسط روشنایی گنجینه طلایی به راه خود ادامه می دهد

How could he know this new dawn’s light would change his life forever?
از کجا باید می دانست که در این در این صبح دم زندگیش را برای همیشه تغییر خواهد داد؟
How can I be lost,
چطور می توانم گم شوم!
If I’ve got nowhere to go?
اگر جایی را برای رفتن نداشته باشم
Search for seas of gold
به دمبال دریاهایی پر از طلا می گردم
How come it’s got so cold?
چرا اینقدر سرد شده است؟

How can I be lost?
چطور می توانم درخاطرم گم شوم؟
In remembrance
I relive
به هوش می آیم
how can I blame you?
و چطور می توانم تو را سرزنش کنم؟
When it’s me I can’t forgive?
وقتی این تنها من هستم که نمیتوانم اورا ببخشم؟


منبع:

www.hottranslatedlyrics.blogfa.com/cat-2.aspx

Leave a Comment :, , , بیشتر...

The Unforgiven II >-> Metallica

نویسنده در تیر.۰۳, ۱۳۹۱, در دسته Metallica, Metallica

The Unforgiven II

Lay beside me, tell me what they’ve done
بر کنارم بیارام، بگو که با تو چه کردند
Speak the words I want to hear, to make my demons run
بگو حرفهایی که میخواهم بشنوم تا ارواح خبیسم بگریزند
The door is locked now but it’s opened if you’re true
در قفل است ولی باز خواهد شد اگر وفا دار بمانی
If you can understand the me, then I can understand the you
اگر بتوانی من را درک کنی، من نیز تو را درک خواهم کرد

Lay beside me, under wicked skies
بر کنارم بیارام، در زیر این آسمان پلید
Through black of day, dark of night, we share this paralyze
در میان روزهای سیاه، و تاریکی شب، ما این رخوت را به اشتراک خواهیم گذاشت
The door cracks open but there’s no sun shining through
در شکافته میشود اما نور خورشید از آن نمیتابد
Black heart scarring darker still, but there’s no sun shining through
قلب سیاه روز به روز سیاه تر می شود اما نور خورشید از آن نمیتابد

No, there’s no sun shining through
نه، نور خورشید از آن نمیتابد
No, there’s no sun shining
نه، نور خورشید از آن نمیتابد

What I’ve felt, what I’ve known
چیزی که درک کردم، چیزی که فهمیدم
Turn the pages, turn the stone
گذراندن عمر بود و انجام کارهای بی خود
Behind the door, should I open it for you?
درست پشت در ایستادی، من باید آن را برایت باز کنم؟

What I’ve felt, what I’ve known
چیزی که درک کردم، چیزی که فهمیدم
Sick and tired, I stand alone
خسته و کوفته، تنها مانده ام
Could you be there, ’cause I’m the one who waits for you
می توانی آنجا باشی؟ چون من تنها کسی هستم که آنجا منتظرت است
Or are you unforgiven, too?
یا شاید تو نیز نابخشوده هستی؟

Come Lay beside me, this won’t hurt, I swear
بیا و بر کنارم بیارام، آسیبی نخواهی دید، قول می دهم
She loves me not, she loves me still, but she’ll never love again
او عاشق من است، هنوز من را دوست دارد، ولی هرگز باز عاشق نخواهد شد
She lay beside me but she’ll be there when I’m gone
بر کنارم می آرامد اما وقتی آنجا خواهد بود که دیگر من رفته ام
Black heart scarring darker still, yes, she’ll be there when I’m gone
قلب سیاه روز به روز سیاه تر می شود، بله وقتی آنجا خواهد بود که دیگر من رفته ام
Yes, she’ll be there when I’m gone
بله وقتی آنجا خواهد بود که دیگر من رفته ام
Dead sure she’ll be there
حتما آنجا خواهد بود

What I’ve felt, what I’ve known
چیزی که درک کردم، چیزی که فهمیدم
Turn the pages, turn the stone
گذراندن عمر بود و انجام کارهای بی خود
Behind the door, should I open it for you?
درست پشت در ایستادی، من باید آن را برایت باز کنم؟

What I’ve felt, what I’ve known
چیزی که درک کردم، چیزی که فهمیدم
Sick and tired, I stand alone
خسته و کوفته، تنها مانده ام
Could you be there, ’cause I’m the one who waits for you
می توانی آنجا باشی؟ چون من تنها کسی هستم که آنجا منتظرت است
Or are you unforgiven, too?
یا شاید تو نیز نابخشوده هستی؟!

Lay beside me, tell me what I’ve done
بر کنارم بیارام، بگو که با تو چه کردم
The door is closed, so are your eyes
در بسته است مانند چشمانت؟!
But now I see the sun, now I see the sun
ولی حالا میتوانم خورشید را ببینم، حالا میتوانم خورشید را ببینم
Yes, now I see it
بله حال می بینمش

What I’ve felt, what I’ve known
چیزی که درک کردم، چیزی که فهمیدم
Turn the pages, turn the stone
گذراندن عمر بود و انجام کارهای بی خود
Behind the door, should I open it for you?
درست پشت در ایستادی، من باید آن را برایت باز کنم؟

What I’ve felt, what I’ve known
چیزی که درک کردم، چیزی که فهمیدم
Sick and tired, I stand alone
خسته و کوفته، تنها مانده ام
Could you be there? ‘Cause I’m the one who waits
چون من تنها کسی هستم که آنجا منتظرت
The one who waits for you
تنها کسی هستم که آنجا منتظرت می ماند

I take this key and I bury it in you
این کلید را در درونت دفن می کنم
Because you’re unforgiven, too
چون تو نیز نا بخشوده هستی

Never free
هر گز آزاد نخواهی بود
Never me
هر گز نمی توانی من باشی
‘Cause you’re unforgiven, too
چون تو نیز نا بخشوده هستی


منبع:

www.hottranslatedlyrics.blogfa.com/cat-2.aspx

Leave a Comment :, , , بیشتر...

The Unforgiven >-> Metallica

نویسنده در تیر.۰۳, ۱۳۹۱, در دسته Metallica, Metallica

The Unforgiven

New blood joins this earth
انسان دیگری به این دنیا ملحق می‏شود
And quickly he’s subdued
و به سرعت رام می شود
Through constant pain disgrace
در میان درد و خفت و رسوایی دائمی
The young boy learns their rules
آن پسر جوان قوانین آنها را می آموزد

With time the child draws in
در این زمان که این بچه در حال بزرگ شدن است
This whipping boy done wrong
با هر اشتباهی ضربات شلاق در انتظار اوست
Deprived of all his thoughts
از تفکراتش بی بهره می ماند
The young man struggles on and on he’s known
و مرد جوان متوجه میشود که همواره باید تقلا کند
A vow unto his own
به خود ش قول می دهد
That never from this day
که دیگر از امروز به بعد
His will they’ll take away
آنها خواسته هایش را نادیده نگیرند

What I’ve felt
چیزی که درک کردم
What I’ve known
چیزی که فهمیدم
Never shined through in what I’ve shown
هرگز آنطور که باید در زندگیم ندرخشیدم
Never be
هرگز نخواهم بود
Never see
هرگز نخواهم دید
Won’t see what might have been
نخواهم دید چیزی را که حتی ممکن است وجود داشته باشد

What I’ve felt
چیزی که درک کردم
What I’ve known
چیزی که فهمیدم
Never shined through in what I’ve shown
هرگز آنطور که باید در زندگیم ندرخشیدم
Never free
هرگز آزاد نخواهم بود
Never me
نه می توانم خودم باشم
So I dub the unforgiven
پس به تو لقب نابخشودنی می‏دهم

They dedicate their lives
آنها زندگیشان را وقف او می کنند
To running all of his
تا به زندگیش ادامه دهد
He tries to please them all
سعی می کند که آنها را خوشنود نگه دارد
This bitter man he is
این مرد حال به هم زن
Throughout his life the same
در سراسر زندگیش همواره
He’s battled constantly
بی وقفه در حال ستیز بوده
This fight he cannot win
این جنگیست که او هرگز پیروز نخواهد شد
A tired man they see no longer cares
چیزی که آنها خواهند دید یک مرد خسته است، دیگر اعتنایی نمی کنند

The old man then prepares
سپس آن پیر مرد آماده می شود
To die regretfully
تا در افسوس به دنیا آمدنش بمیرد
That old man here is me
و آن پیر مرد من هستم

What I’ve felt
چیزی که درک کردم
What I’ve known
چیزی که فهمیدم
Never shined through in what I’ve shown
هرگز آنطور که باید در زندگیم ندرخشیدم
Never be
هرگز نخواهم بود
Never see
هرگز نخواهم دید
Won’t see what might have been
نخواهم دید چیزی را که حتی ممکن است وجود داشته باشد

What I’ve felt
چیزی که درک کردم
What I’ve known
چیزی که فهمیدم
Never shined through in what I’ve shown
هرگز آنطور که باید در زندگیم ندرخشیدم
Never free
هرگز آزاد نخواهم بود
Never me
نه می توانم خودم باشم
So I dub the unforgiven
پس به تو لقب نابخشودنی می‏دهم

You labeled me
تو این اسم را برای من گذاشتی
I’ll label you
من هم تو را به این اسم می خوانم
So I dub the unforgiven
پس به تو لقب نابخشودنی می‏دهم

Never free
هرگز آزاد نخواهم بود
Never me
نه می توانم خودم باشم
So I dub the unforgiven
پس به تو لقب نابخشودنی می‏دهم


منبع:

www.hottranslatedlyrics.blogfa.com/cat-2.aspx

Leave a Comment :, , , بیشتر...

  • Page 1 of 2
  • 1
  • 2
  • <