دنیای ترجمه شعر

برچسب: The Eye

The Eye >-> Hypocrisy

نویسنده در مهر.۲۰, ۱۳۹۳, در دسته Hypocrisy, Hypocrisy

The Eye

Flying secret mission into the unknown
انجام ماموریت های سری به سوی ناشناخته ها
Leave the people in the dark
مردم رو در تاریکی نگه میداره
Spraying our sky’s with chemicals and poison
آسمونمون رو با مواد شیمیایی و سم آلوده میکنه
Keep population intact
با این کار جمعیت رو ثابت نگه میداره
Controlling births, controlling food,
تولد افراد جدید رو کنترل میکنه، غذا رو کنترل میکنه
control everything you are
همه چیزت رو کنترل میکنه
Medicine is what you need
تو به دارو نیاز داری
So they can make all the money on you
پس میتونن تمام پولت رو ازت بگیرن
and spread the fucking disease
و اون بیماری های لعنتی رو پخش کنن

How blind we are
چقدر بی توجهیم
Why can’t anyone see?
چرا کسی متوجه نمیشه؟

Controlled by the eye that sees
توسط چشمی [کسی] که همه چیز رو میبینه کنترل میشیم
Try to escape
سعی میکنیم فرار کنیم
But we’ll never be free
اما هیچوقت آزاد نمیشیم
Blinded by fear we are
از شدت ترس نابینا [بی توجه] شدیم
We’re living like slaves
ما مثل برده ها زندگی میکنیم
Now it’s gone too far
اما حالا همه چیز از دست رفته

They turn us into freaks
ما رو به آدمایی دمدمی مزاج تبدیل میکنن
then they lock us up
بعد هم مارو دستگیر میکنن
for disturbing the peace
به خاطر از بین بردن صلح
those motherfuckers got us pinned down
اون لعنتی ها ها ما رو نگه داشتن
where they want us
تو جایی که بهمون نیاز دارن
see how we flee
ببین ما چطور داریم فرار میکنیم
run for your life
[تو هم] برای زندگیت فرار کن
run as fast as you can
با تمام سرعتت فرار کن
they’re gonna turn up the heat
اونا هیجانات رو زیاد میکنن
living on the edge is what they want
زندگی کردن روی لبه چیزی هست که میخوان [؟]
just fight for your life until you bleed
فقط برای زندگیت بجنگ تا زمانی که جونت رو از دست بدی

How blind we are
چقدر بی توجهیم
Why can’t anyone see?
چرا کسی متوجه نمیشه؟
like cattle we live
مثل یک حیوون زندگی میکنیم
Crack the whip
شلاق ها رو از بین ببر
Its time to stand up and expose the truth
الآن وقتشه بلند بشی و واقعیت رو آشکار کنی

Controlled by the eye that sees
توسط چشمی [کسی] که همه چیز رو میبینه کنترل میشیم
Try to escape
سعی میکنیم فرار کنیم
But we’ll never be free
اما هیچوقت آزاد نمیشیم
Blinded by fear we are
از شدت ترس نابینا [بی توجه] شدیم
We’re living like slaves
ما مثل برده ها زندگی میکنیم
Now it’s gone too far
اما حالا همه چیز از دست رفته

Controlled by the eye that sees
توسط چشمی [کسی] که همه چیز رو میبینه کنترل میشیم
Try to escape
سعی میکنیم فرار کنیم
But we’ll never be free
اما هیچوقت آزاد نمیشیم
Blinded by fear we are
از شدت ترس نابینا [بی توجه] شدیم
We’re living like slaves
ما مثل برده ها زندگی میکنیم
Now it’s gone too far
اما حالا همه چیز از دست رفته

Controlled by the eye that sees
توسط چشمی [کسی] که همه چیز رو میبینه کنترل میشیم
Try to escape
سعی میکنیم فرار کنیم
But we’ll never be free
اما هیچوقت آزاد نمیشیم
Blinded by fear we are
از شدت ترس نابینا [بی توجه] شدیم
We’re living like slaves
ما مثل برده ها زندگی میکنیم
Now it’s gone too far
اما حالا همه چیز از دست رفته

Leave a Comment :, , , بیشتر...